محمد قنبرى

471

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

نگارنده به مواردى كه در پاورقى اشاره شده است ، رجوع كرد ولى اين موارد هيچ ارتباطى به ادعاى ايشان نداشت . « 1 » تنها در دو مورد ابتداى روايتى از كتاب مسائل على بن جعفر آورده‌اند « 2 » و بعد روايتى از كتب اربعه ذكر نموده‌اند ولى اين دو مورد ، تنها دربارهء اين كتاب ( مسائل على بن جعفر ) است - نه دربارهء تمام منابع بحار يا اكثر آنها - و از مقدمهء بحار الأنوار بر مىآيد « 3 » كه مرحوم مجلسى بر خلاف بسيارى از منابع بحار ، به اين كتاب به تنهايى اعتماد نمىكنند . 5 . ايشان گفته‌اند : « كتاب معرفة الحديث را عرضه كردم تا صحت و اتقان حديث شيعه را با توجه به تار و پود آنها براى همه روشن كنم و نام جمعى از راويان بدنام و بىتقوا را درج كنم تا با شناخت آنها بتوانند احاديث ساير كتاب‌ها را بپيرايند . » سخن در مورد معرفة الحديث بسيار است ، علامه سيد مرتضى عسكرى به اشاره و استاد جعفر سبحانى نقدى مفصل‌تر در مورد مقدمهء اين كتاب به رشتهء تحرير درآورده‌اند « 4 » كه بحثى است تحقيقى و قابل توجه ، ولى اين كتاب - همچنان كه استاد سبحانى نيز اشاره كرده‌اند - احتياج به نقد مشروحى دارد كه اگر خدا توفيق دهد بدان

--> ( 1 ) . موارد اشاره شده در پاورقى چند دسته است ، در بيشتر آنها علامه مجلسى ابتدا روايتى مثلًا از تفسير عياشى يافقه الرضا آورده‌اند كه حديثى مرسل يا ضعيف ( به جهت ديگرى ) بوده است و سپس فرموده‌اند كه عين همين خبر ، در كتاب تهذيب ، كافى يا . . . با سند صحيح آمده است ( بحار الأنوار ج 80 ، ص 278 ، 367 ؛ و ج 83 ، ص 15 ، 34 ، 315 و نيز ببينيد ج 43 ، ص 215 ) . در اين موارد مرحوم مجلسى نه به اين جهت به خبر اول اعتماد نكرده كه انتساب آن به مؤلفش ثابت نيست بلكه بدين جهت كه روايت خود به دليل مرسله بودن يا به جهتى ديگر ضعيف است در يك مورد بين كتاب تهذيب و غير آن ، اختلاف نسخهء مغير معنا ، وجود داشته و بدين جهت روايت تهذيب ذكر شده است ( ج 81 ، ص 7 ) و يك مورد كاملًا به اين مسئله بىارتباط است ( ج 83 / 261 و نيز ببينيد ج 43 ، ص 215 ) جالب اينجا است كه دو مورد از موارد ياد شده ، درست عكس ادعاى آقاى بهبودى مىباشد كه يكى در ج 83 ، ص 198 مىباشد كه ابتدا روايتى از كافى آورده شده كه سند آن صحيح نيست و سپس در ذيل آن مرحوم مجلسى مىفرمايد : و رواه المفيد فى الارشاد بسند صحيح و مورد دوم در همين جلد ، صفحهء 213 مىباشد كه ابتدا روايتى از محاسن آورده شده است كه سند آن صحيح و سپس همان روايت با اندك تفاوتى از تهذيب نقل شده كه مرسله است . ( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 80 ، ص 62 ، 309 . ( 3 ) . بحار الأنوار ، ج 1 ، ص 12 ، 30 . ( 4 ) . مستدرك ، جلد هفتم از مجموعهء نقش ائمه در احياء دين ، سيد مرتضى عسكرى ، كتابخانهء بزرگ اسلامى ، تهران ؛ الجامع للشرائع ، يحيى بن سعيد حلى ، مقدمه از شيخ جعفر سبحانى مؤسسه سيد الشهداء ، قم 1405 ق ، مقدمه / ك .